خرید بک لینک
اوعاشق یک بازیگر زن بود کسی که گل ها را خیلی دوست داشت برای همین مرد خانه و تمام بوم های نقاشی خود را فروختو با تمام آن پولها دریایی مملوء از گل خریدیک میلیون ، یک میلیون و یک میلیون گل سرخ ..از پنجره ، پنجره و پنجره ای که تو آنها را به نظاره بنشینی آن مرد ، کسی که عاشق بود ، صمیمانه و صادقانه عاشق بودتمام زندگی ـیش را به خاطر تو تبدیل به گل ها کرده ..صبحی که در کنار پنجره از خواب برخواهی خواستممکن است که هوش از سرت برود ؟مانند امتداد ِ یک رویا همه جا غرق در گل است !کدام میلیونری چنین کار احمقانه ای کرده است ؟اما دقیقا زیر پنجره ای که نفس میکشییک هنرمند ِ فقیر ایستاده است.. میلیون ها میلیون ها گل سرخ .

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1402 ساعت: 13:53

امشب هم میون این خاطره های سردم
بی رمق دنبال اون حادثه ای میگردم که نفهمیدم کجا تو روازمن گرفت دست تو جداشدونگاهتو گم کردم
چرا باید وقتی خونه دلت متروکه واسه در زدن بازم دنبال یک بهونه گشت ؟ وقتی راه نداره چشمام به حریم قلب تو چه جوری میشه

پی یه فرصت دوباره گشت؟

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 16:29

از اول شهریور که هوا کمکم خنک میشه، استرس اول مهر و شروع مدرسه میگیرم ! حتی وقتی سالها از مدرسه رفتنم گذشته..

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1402 ساعت: 14:09

" آدم تا بچهست، خیلی چیزارو نمیدونه. اِنقده خوبه که نمیدونی!مثلاً تو میدونی دوری چیه؟! شبِ هفت؟! شورا میدونی چیه؟! تا حالا اسمِ آمریکا به گوشت خورده؟!نشنیدی دیگه..بچهای، مهربونی، مثلِ گلِ اول باهاری.خوب بودن سخته، هرچی بزرگتر میشی، سختترم میشه.واسه همینه بچهها همیشه بهترن!هوا پَسه بچه؛بخند و تا میتونی بزرگ نشو...! "

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1402 ساعت: 14:09

صفحه بندی